أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

626

مناقب العارفين ( فارسى )

دعوت كواكب و قسم رياضيات و الهيات و حكميات و نجوم و منطق و خلافى او را ليس كمثله نفس « 2 » فى الآفاق و الأنفس مىخواندند ؛ امّا چون به مردان خذا « 3 » مصاحبت نموذ همه را در جريدهء لا ثبت فرموذه از كليّات مركّبات و مجرّدات و مفردات مجرّد شذ و عالم تجريد و تفريد و توحيد « 5 » را اختيار كرد شعر « 6 » ( هزج ) تا يك ورق از عشقِ تو حاصل كردم * سيصذ ورق از علم فراموشم شذ « 8 » « 4 / 19 » همچنان افاضل اصحاب از حضرت سلطان اولو الالباب روايت كردند كه روزى مولانا شمس الدين بر در مدرسه نشسته بوذ ؛ از ناگاه جلّادى مىگذشت ، فرموذ كه اين شخص و ليست ؛ ياران گفتند : جلّاد ديوانست ؛ گفت : آرى جهت آنك ولى را كشته بوذ ؛ او را از دربندان زندان بدن و قفص قالب رهانيذه ولايت خوذ را بذو بخشيذ ، روز فردا جلّاد توبه كرده از خواصّ عباد شذ و مريد گشت « 4 / 20 » همچنان روزى حضرت مولانا شمس الدين فرموذ كه در ما مريد ما « 16 » بسه گونه حال راه توانذ يافتن ؛ اوّل بمال ، دوم به حال ، سوم به نياز و ابتهال « 17 » « 4 / 21 » همچنان « 18 » منقولست كه حضرت چلبى حسام الدين قدّس اللّه سرّه در اوايل جوانى به خدمت مولانا شمس الدين تواضع

--> ( 4 / 19 ، 4 / 20 ، 4 / 21 ) Z 175 ب B 164 آ - ب K 390 - 391 125 ، II , H ؛ 55 ، II , T ( 2 ) نفس ZK : شىء B ( 3 ) خذا hZBK : - Z ( 5 ) [ سطر 4 - 5 ] تفريد ZK توحيد B ( 6 ) شعر BK : - Z ( 8 ) شذ ZB : كرد K ( 16 ) مريد ما BK : مريد Z ( 17 ) و ابتهال BK : - Z ( 18 ) همچنان ZK : - B